واش

🌐 خبرچین

این شکل در عربی معیار به‌تنهایی بسیار مبهم است و احتمال دارد مخفف، محاوره‌ای یا جزئی از واژهٔ بزرگ‌تر باشد. در برخی گویش‌ها یا متون غیررسمی ممکن است به صورت کوتاه‌شدهٔ چیزی به کار رود، اما بدون سیاق معنای دقیق نمی‌توان داد.

اسم (noun)

📌 افشاگر

📌 خبرچین

📌 چمن

دیکشنری عربی به فارسی

📌 خبرچین

📌 موش صحرایی

جمله سازی با واش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 في ورشةِ العملِ، قامَ العاملُ بأن واش السيارةَ من الغبارِ.

در کارگاه، کارگر ماشین را شست تا گرد و غبار آن را پاک کند.

💡 قال السائق واش حين اصطدمت السيارة بالحاجز فجأة.

راننده گفت: «بشویید»، که ناگهان ماشین به مانع برخورد کرد.

💡 خرج الصوت واش من الباب بسبب ارتطامه الشديد بالجدار.

صدا به دلیل برخورد شدید در با دیوار از آن بیرون آمد.

💡 سمعنا واش من النافذة عندما هبت الرياح بقوة مساءً.

عصر که باد شدیدی وزید، صدای زمزمه‌ای از پنجره شنیدیم.

💡 ‬لخب ك بصباتي أربح مبن المحبصق أن‬ ‫يكببون هنببصك واش بيببنهم‪

به خاطر دل خودم، از آن که محبوب است، خواهم برد تا مبارکشان گردد، و چه چیزی بین آنها خواهد بود؟

💡 طلبَتِ الأمُّ من ابنتِها أن واش الصحونَ بعدَ الغداءِ.

مادر از دخترش خواست که بعد از ناهار ظرف‌ها را بشوید.

کلمات مرتبط