هادر
🌐 غرغرو
صفت (adjective)
📌 غرغر کردن
📌 غرش کردن
📌 رعد آسا
جمله سازی با هادر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اندفع الماء هادر ًا من السد بعد الأمطار الغزيرة.
پس از باران شدید، آب از سد فوران کرد.
💡 ومن بين الشعارات غير المسبوقة التي هتف بها المحتجون في الشوارع بصوت هادر في الصيف الماضي: "خامنئي قاتل، وزعامته باطلة".
از جمله شعارهای بیسابقهای که معترضان تابستان گذشته در خیابانها سر دادند این بود: «خامنهیی قاتل است و رهبری او نامشروع است.»
💡 وفجأة يتدفق شالل هادر من الذكريات كالرعد يف رأسك
و ناگهان سیلی از خاطرات مثل برق از سرت عبور میکند.
💡 خرج الدب من الكهف، يزمجر بصوت هادر ليعلن عن أراضيه.
خرس از غار بیرون آمد و با غرش بلندی قلمرو خود را اعلام کرد.
💡 سمعنا صوتَ البحر هادر ًا طوال الليل قرب الشاطئ.
تمام شب صدای غرش دریا را نزدیک ساحل میشنیدیم.
💡 لكن الرجل لم يتركنوي لتوأمالتي وحيرتوي, وصاح في وجهي بصوت هادر غاضب: ألم أحذر من التأخر ثانية.
اما آن مرد مرا با دوقلوهایم و آشفتگیام رها نکرد و با صدای بلند و خشمگین بر سرم فریاد زد: مگر به تو هشدار ندادم که دوباره دیر نکنی؟