نقع

🌐 خیساندن

از ریشه‌ای است که به معنای «خیس کردن، در آب گذاشتن، یا جذب شدن» می‌آید و در برخی کاربردها نیز به معنای «گرد و غبار برخاسته» یا «زمین نمناک» دیده می‌شود. معنای دقیق آن کاملاً به متن و ساختار جمله وابسته است.

اسم (noun)

📌 خیساندن

فعل (verb)

📌 مرینیت کردن

📌 شیب تند

صفت (adjective)

📌 خیس شده

📌 مرینیت شده

اسم / فعل (noun / verb)

📌 خیساندن

جمله سازی با نقع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 في الصيف، قد نقع الأرض بالماء بعد ساعات طويلة من الجفاف والحرارة الشديدة.

در تابستان، زمین ممکن است پس از ساعت‌های طولانی خشکی و گرمای شدید، خیس از آب شود.

💡 يمكن نقع القطيفة العادية في زيت الزيتون للحصول على تدليك علاجي.

گل همیشه بهار معمولی را می‌توان برای ماساژ درمانی در روغن زیتون خیساند.

💡 تركتُ الملابس في الماء لكي نقع جيدًا قبل غسلها بالصابون.

لباس‌ها را قبل از شستن با صابون، در آب گذاشتم تا کاملاً خیس بخورند.

💡 اقترحت الأم استخدام أملاح الحمام للحصول على نقع مريح بعد الاجتماع العائلي المتعب.

مادر پیشنهاد داد که بعد از یک دورهمی خانوادگی خسته‌کننده، از نمک حمام برای آرامش و استراحت استفاده شود.

💡 من الأفضل أن نقع في قبضة جيش الحكومة.

همان بهتر که ما به دست ارتش حکومت بیفتیم.

💡 قال المزارع إن البذور يجب أن نقع فترة مناسبة حتى تبدأ بالإنبات بسرعة.

کشاورز گفت: بذرها باید مدت زمان مناسبی خیسانده شوند تا سریع شروع به جوانه زدن کنند.

کلمات مرتبط