نقشتُ
🌐 حکاکی کردم.
این صورت میتواند بهمعنای «من نقش کردم» یا «من حکاکی / حک نمودم» باشد، اگر از ریشهی «نقش» گرفته شده باشد. همچنین در برخی کاربردها «نقش» میتواند به معنای «حک کردن، کندهکاری کردن، یا ایجاد اثر / طرح» باشد؛ بنابراین «نقشتُ» یعنی کاری انجام دادم که اثری یا طرحی بر چیزی باقی گذاشته شد.
دیکشنری عربی به فارسی
📌 حکاکی شده
📌 او حک کرد
📌 حک شده اند
📌 حک شده بودند
📌 من وحشت کردم
📌 حک شده بود
📌 حک کردم.
جمله سازی با نقشتُ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 نقشت الفنانة اسم والدتها على القطعة الخشبية بحذر شديد.
این هنرمند با دقت نام مادرش را روی تکه چوب حکاکی کرد.
💡 نقشت على الحجر تاريخًا قديمًا ما زال واضحًا حتى اليوم.
روی سنگ، تاریخی باستانی حک شده بود که هنوز هم مشهود است.