نعمت
🌐 نعمت
دیکشنری عربی به فارسی
📌 حمام آفتاب گرفته
📌 پربرکت بود
📌 نعمت
جمله سازی با نعمت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نعمت الأيام التي قضيناها في القرية بصفاء الجو وبساطة الحياة.
روزهایی که در روستا گذراندیم، از آسمان صاف و زندگی سادهای برخوردار بود.
💡 لقد نعمت الأمة بوجود (مارك) خادماً في برنامجنا الفضائي.
ملت از داشتن (مارک) به عنوان خدمتگزار در برنامه فضایی خود بسیار خرسند است.
💡 نعمت الرحلة التي استمرت يومين، فقد كانت مليئة بالهدوء والمناظر الجميلة.
سفر دو روزه پر از آرامش و مناظر زیبا بود.
💡 1942 تأسيس الحزب النسائي المصري برئاسة فاطمة نعمت راشد.
۱۹۴۲ حزب زنان مصر به رهبری فاطمه نعمت رشید تأسیس شد.
💡 نعمت اللحظات عندما اجتمعنا جميعًا حول المائدة بعد غياب طويل.
چه خوش بود لحظاتی که بعد از مدتها دوری، همگی دور سفره جمع میشدیم.