اسباب

🌐 دلایل

«اسباب» جمعِ «سبب» است و به معنی «علت‌ها»، «دلیل‌ها» یا «وسیله‌ها» می‌آید. در عربی، این واژه بسته به جمله می‌تواند هم معنی علت و انگیزه بدهد و هم معنی ابزار و وسایل. در فارسی نیز در تعبیرهایی مانند «اسباب و وسایل» یا «اسباب‌کشی» از ریشه همین واژه استفاده می‌شود.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 دلایلی برای

📌 زمینه سازی برای

📌 دلایل

📌 انگیزه‌ها

📌 چه چیزی باعث شد

📌 استدلال

جمله سازی با اسباب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 يمكن ان تكون هناك عدة اسباب تجعل السيدات يجدن انفسهن، يحتجن الى التبول عدد مرات اكثر من المعتاد.

دلایل مختلفی می‌تواند وجود داشته باشد که چرا زنان احساس می‌کنند نیاز به ادرار کردن بیشتر از حد معمول دارند.

💡 يبحث الطبيب عن اسباب الألم المستمر قبل أن يصف العلاج المناسب.

پزشک قبل از تجویز درمان مناسب، علل درد مداوم را بررسی می‌کند.

💡 تحدث التقرير عن اسباب الحريق الذي اندلع في المستودع مساء أمس.

در این گزارش علل آتش‌سوزی که شب گذشته در انبار رخ داد، مورد بحث قرار گرفت.

💡 من اجل اسباب تتعلق بالسلامة، عزلناه هنا.

به دلایل ایمنی، او را اینجا ایزوله کرده‌ایم.

💡 من اسباب النجاح في الدراسة تنظيم الوقت والالتزام بالمراجعة اليومية.

یکی از دلایل موفقیت در درس خواندن، مدیریت زمان و تعهد به مرور روزانه است.

💡 وهذا على وجه الخصوص كان من اسباب قلقي قرب النهاية.

این به طور خاص یکی از دلایل اضطراب من در اواخر کار بود.