نحت
🌐 کندهکاری
فعل (verb)
📌 مجسمه سازی
📌 کندهکاری
📌 اسکنه
📌 منبت کاری
اسم (noun)
📌 کندهکاری
📌 مزوتینت
اسم / فعل (noun / verb)
📌 مجسمه سازی
جمله سازی با نحت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 كم س نة من الراح ة نحت اج لنستعيد نضارة أنس جتنا الحيوي ة
برای بازیابی نشاط بافتهای بدن به چند سال استراحت نیاز داریم؟
💡 كان الطلاب يشاهدون عملية نحت الصخر باهتمام كبير في المتحف.
دانشآموزان با علاقهی زیادی در موزه مشغول تماشای مراحل حکاکی روی سنگ بودند.
💡 نظر إىل سيف سميك معلق عىل الحائط نحت أسم امللك األول عىل شفرته ورسمت زخارف هندسية مبختلف األشكال.
او به شمشیر ضخیمی که به دیوار آویزان بود نگاه کرد. نام اولین پادشاه بر تیغه آن حک شده بود و تزئینات هندسی با اشکال مختلف روی آن ترسیم شده بود.
💡 نحت أسمه عليها» رد راشد بعفوية فإهداء الهداياوالجوائز جزء ال يتجزأ من عمله.
رشید بیاختیار پاسخ داد: «اسمش را روی آن حک کرده است.» چون هدیه دادن و جایزه دادن بخش جداییناپذیر کار اوست.
💡 ثم نحت فيه أماكن لزجاجات الصبغات مختلفة األلوانَّ
سپس در آن فضاهایی برای بطریهای رنگ با رنگهای مختلف ایجاد کرد.
💡 بدأ الحرفي نحت الخشب ليصنع إطارًا مزخرفًا للمرآة.
صنعتگر شروع به کندهکاری چوب کرد تا قابی زیبا برای آینه بسازد.