ناضج

🌐 بالغ

«ناضج» یعنی رسیده، پخته، کامل و آماده. این واژه هم برای میوه و خوراکی که کاملاً پخته یا رسیده باشد و هم به‌صورت مجازی برای فکر، نظر، تجربه یا شخصیتِ کامل‌شده استفاده می‌شود. در فارسی می‌توان آن را «رسیده»، «پخته» و «کامل» ترجمه کرد.

صفت (adjective)

📌 بالغ

📌 رسیده

📌 بزرگسال

📌 بالغ شده

📌 بیش از حد رسیده

جمله سازی با ناضج

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بينما قد يكون غير ناضج الآن، أعتقد أنه سيصبح أكثر حكمة.

اگرچه او ممکن است الان نابالغ باشد، من معتقدم که او عاقل‌تر خواهد شد.

💡 اشتريت بطريق الخطأ بطيخاً غير ناضج ولم يكن حلواً بعد.

من تصادفاً یک هندوانه نارس خریدم و هنوز شیرین نشده بود.

💡 اختار الطاهي طماطم ناضج ة لتحضير السلطة في المطعم.

سرآشپز برای تهیه سالاد در رستوران، گوجه فرنگی های رسیده را انتخاب کرد.

💡 فالجمهور ناضج بالكفاية ليحكم على فيلم.

مخاطب به اندازه کافی بالغ است که بتواند یک فیلم را قضاوت کند.

💡 كان تفكير الطالب ناضج ًا ويعكس خبرة رغم صغر سنه.

تفکر دانش‌آموز، علیرغم سن کمش، پخته و منعکس‌کننده‌ی تجربه بود.

💡 يُفضَّل تناول الموز ناضج ًا لأنه ألذ وأسهل في الهضم.

بهتر است موز رسیده مصرف شود زیرا خوشمزه‌تر و هضم آن آسان‌تر است.

کلمات مرتبط