میع

🌐 م

این واژه در عربیِ فصیح کم‌کاربرد است و معنای عمومیِ مشهور ندارد. گاهی می‌تواند در برخی بافت‌ها به‌عنوان صورتِ کوتاه یا تغییریافته از واژه‌ای دیگر تلقی شود، اما به‌تنهایی در زبان معیار رایج نیست.

اسم (noun)

📌 جاری شدن

📌 سیالیت

فعل (verb)

📌 نرم کردن

📌 مایع کردن

جمله سازی با میع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 حاول المزارع میع الماء في الحقل بعد فتح القناة الصغيرة من السد.

کشاورز پس از باز کردن کانال کوچک سد، سعی کرد آب را به داخل مزرعه تخلیه کند.

💡 استخدم الكاتب میع في جملة تراثية داخل روايته لإعطاء نكهة قديمة.

نویسنده در رمان خود از یک عبارت سنتی استفاده کرده تا به آن حال و هوای قدیمی بدهد.

💡 قرأ الباحث عن میع في أحد النصوص القديمة التي تتحدث عن الزراعة.

این محقق در یکی از متون باستانی که در مورد کشاورزی صحبت می‌کند، درباره «می» خوانده است.

کلمات مرتبط