ميد

🌐 پزشکی

«مید» در برخی کاربردها می‌تواند به معنای کشش، امتداد، یا ادامه‌دادن چیزی باشد، اما این صورت به‌تنهایی در عربیِ معیار بسیار رایج نیست. گاهی به‌صورت ریشه‌ای یا در ترکیب‌ها دیده می‌شود و بسته به زمینه می‌تواند معنای «گسترش» یا «کشش» بدهد.

جمله سازی با ميد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 بقيتُ ميد الطريق أفكر في الحل المناسب للمشكلة.

من در میانه راه ماندم و به راه حل مناسب برای مشکل فکر کردم.

💡 جلس الطفل ميد الغرفة يقرأ بهدوء حتى عاد والده.

کودک آرام در اتاق نشست و مشغول خواندن شد تا اینکه پدرش برگشت.

💡 كانت ميد أيضًا خالة جيريمي ستيغ.

مید همچنین عمه جرمی استیگ بود.

💡 كما قدم ميد مساهمات كبيرة في فلسفات الطبيعة، والعلوم، والتاريخ، والأنثروبولوجيا الفلسفية، والفلسفة العملية.

مید همچنین سهم قابل توجهی در فلسفه‌های طبیعت، علم، تاریخ، انسان‌شناسی فلسفی و فلسفه عملی داشت.

💡 قرّر الفريق أن يبدأ ميد العمل مبكرًا لتجنب الازدحام.

تیم تصمیم گرفت برای جلوگیری از ازدحام، کار را زودتر شروع کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران