ازدادت

🌐 افزایش یافت.

«ازدادت» صورت مؤنثِ فعل «ازداد» است و معنی آن «زیاد شد» یا «افزایش یافت» برای فاعل مؤنث است. این فعل وقتی به اسم مؤنث برمی‌گردد استفاده می‌شود، مثل اینکه «درجة الحرارة ازدادت» یعنی دما افزایش یافت.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 رشد کرد

📌 افزایش

📌 تشدید شده

📌 رشد کرده اند

📌 بزرگتر

📌 گل رز

جمله سازی با ازدادت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 في الليل، ازدادت وساوس الخوف عند الطفل حتى طلب النوم قرب أمه.

شب‌ها، وسواس‌های ترسناک کودک افزایش می‌یافت تا اینکه از مادرش می‌خواست کنارش بخوابد.

💡 ثقتي في هذا المشروع ازدادت بعد النجاح الأول.

اعتماد من به این پروژه پس از موفقیت اولیه افزایش یافت.

💡 حاولنا أن نكملَ الرحلة عندما لکن ازدادت الرياحُ وأصبحتِ الطرقُ صعبةً.

ما سعی کردیم به سفر ادامه دهیم که باد شدت گرفت و جاده‌ها دشوار شد.

💡 هيبة المكان ازدادت عندما دخل الضيوف الرسميون إلى القاعة.

وقتی مهمانان رسمی وارد سالن می‌شدند، اعتبار مکان افزایش می‌یافت.

💡 في الروايات القديمة، قد کان إذا جاء الشتاء ازدادت الحاجة إلى الوقود والطعام.

در روایات باستانی، وقتی زمستان فرا می‌رسید، نیاز به سوخت و غذا افزایش می‌یافت.

💡 مع مرورِ الوقت، ازدادت استريا الفكرةِ في ذهنه حتى اقتنعَ بها.

با گذشت زمان، این فکر در ذهن او قوی‌تر شد تا اینکه به آن یقین پیدا کرد.

💡 تمنيت أن تبقى صدوكم مطمئنة مهما ازدادت المسؤوليات اليومية وضغط العمل.

آرزو می‌کردم که دل‌هایتان آرام بماند، مهم نیست چقدر مسئولیت‌های روزانه و فشار کاری افزایش یابد.

💡 بدما ازدادت الضوضاء في الشارع، أغلق التاجر متجره مبكرًا.

همین که سر و صدا در خیابان زیاد شد، تاجر مغازه‌اش را زودتر بست.

💡 في اليوم الأخير من المعرض، ازدادت أعداد الزوار بشكلٍ ملحوظٍ ومفاجئ.

در آخرین روز نمایشگاه، تعداد بازدیدکنندگان به طور قابل توجه و غیرمنتظره ای افزایش یافت.

💡 ‬لذلك ازدادت شعبيته يف‬ ‫الشارع مع كل قانون جديد ونىس الناس ملكهم األول تدريجيا‪.

بنابراین، محبوبیت او در خیابان با هر قانون جدید افزایش می‌یافت و مردم کم‌کم اولین پادشاه خود را فراموش می‌کردند.

💡 كلما تأخر الدور، ازدادت قايِمة انتظار المتقدمين في البنك.

هر چه نوبت دهی بیشتر به تعویق بیفتد، لیست انتظار متقاضیان در بانک طولانی تر می شود.

💡 ‬ﻗﺎل ذﻟﻚ وﻗﺪ ازدادت ﻋﻴﻨﺎه ﺑﺮﻳﻘﺎ ً وﺑﺪا ﻓﻴﻬﻤﺎ اﻻﺣﻤﺮار‪.

این را گفت و چشمانش برق زد و سرخ شد.