موظ

🌐 کارمند

این واژه به‌تنهایی در عربی رایج و شناخته‌شده نیست و ممکن است ناقص نوشته شده باشد. شاید منظور بخشی از واژه‌هایی مانند «موظف» باشد. در این صورت، معنای مستقلی برای آن نمی‌توان با اطمینان ارائه کرد.

اسم (noun)

📌 گوزن شمالی

جمله سازی با موظ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اختاروا ركنًا موظ ليضعوا فيه الأدوات بشكلٍ منظم وسهل الوصول.

آنها گوشه‌ای را انتخاب کردند که بتوانند ابزارها را به شکلی منظم و با دسترسی آسان در آن قرار دهند.

💡 سيكون مثل سحب موظ نافق خلال الأدغال.

مثل این میمونه که یه گوزن مرده رو از بین بوته ها بکشی بیرون.

💡 أبلغ الكثير من الصيادين عن رؤية موظ شبح في الغابة الكثيفة الخريف الماضي.

بسیاری از شکارچیان گزارش دادند که پاییز گذشته یک گوزن شمالی شبح مانند را در جنگل انبوه دیده‌اند.

💡 قال المعلّم إنّ المكان موظ للحوار الهادئ بعد انتهاء الدرس.

معلم گفت که این مکان برای گفتگوی آرام پس از پایان درس مناسب است.

💡 جميل، ربما كان هناك موظ يتفرّج.

قشنگه، شاید یه کارمند اونجا داشت نگاه می‌کرد.

💡 هذا الكرسي موظ في زاوية الغرفة ولا يناسب ترتيب المكتب الجديد.

این صندلی گوشه اتاق است و با چیدمان جدید دفتر کار جور در نمی‌آید.

کلمات مرتبط