منقلبا

🌐 واژگون شده

«منقلبا» از ریشهٔ «قلب» و به معنی «وارونه، دگرگون، برگردانده‌شده یا متحول‌شده» است. این واژه معمولاً حالتِ چیزی را نشان می‌دهد که از وضع اصلی خود برگشته یا تغییر یافته است؛ مانند چیزی که زیر و رو شده، یا از حالت طبیعی خود خارج شده باشد. در کاربردهای قرآنی و ادبی نیز گاهی به معنای «بازگشت‌کننده» یا «دگرگونی» به‌کار می‌رود.

جمله سازی با منقلبا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 عاد العامل منقلبا من موقع البناء بعدما تعطل العمل فجأة عند الظهيرة.

این کارگر پس از توقف ناگهانی کار در ظهر، در حالی که غلت می‌زد از محل ساخت و ساز بازگشت.

💡 غادر الفريق الملعب منقلبا بعد خسارة غير متوقعة في الدقائق الأخيرة.

این تیم پس از باخت غیرمنتظره در دقایق پایانی، در حالی که بهت‌زده بود، زمین بازی را ترک کرد.

💡 خرجنا من القاعة منقلبا إلى البيت بسبب هطول المطر الشديد في المساء.

به دلیل باران شدیدی که عصر می‌بارید، از سالن خارج شدیم و به سمت خانه حرکت کردیم.

کلمات مرتبط