منقعر
🌐 فرو رفته
یعنی «گود»، «فرورفته» یا «مقعر». این واژه برای سطحی به کار میرود که به داخل خم شده باشد، بر خلاف «محدب» که برآمده است.
جمله سازی با منقعر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 لاحظ الطبيب أن سطح العظم منقعر قليلًا بسبب الإصابة.
پزشک متوجه شد که سطح استخوان به دلیل آسیب دیدگی کمی فرورفتگی دارد.
💡 وصف المهندس الجدار بأنه منقعر في الوسط بعد الضغط الشديد.
مهندس توصیف کرد که دیوار پس از فشار شدید، از وسط توخالی شده است.
💡 كان شكل الوعاء منقعر ًا من الداخل لتجميع الماء.
شکل ظرف از داخل مقعر بود تا آب را جمع کند.