من طرف

🌐 از یک طرف

«طرف» در عربی به معنی لبه، کنار، سوی، ناحیه یا بخش است. عبارت «من طرف» معمولاً یعنی «از جانبِ»، «از سویِ» یا «از طرفِ». در فارسی هم همین معنا را می‌دهد و در مکاتبات و متون رسمی بسیار رایج است.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 از

📌 از طرف

جمله سازی با من طرف

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سمعوا القصة من طرف واحد، ثم قال القاضي: فسلوهم عن التفاصيل قبل الحكم النهائي.

داستان را از یک طرف شنیدند، سپس قاضی گفت: قبل از حکم قطعی، جزئیات را از آنها بپرسید.

💡 ‬فاعتبروا كل ما‬ ‫حدث كظلم من طرف ''اآلرثريين''‪

آنها هر آنچه را که اتفاق افتاده بود، بی عدالتی ای می دانستند که توسط «اریتره ای ها» اعمال شده است.

💡 وصلنا خبر من طرف أحد الجيران عن افتتاح المتجر الجديد.

ما از یکی از همسایه‌ها خبر افتتاح فروشگاه جدید را دریافت کردیم.

💡 تم إرسال الدعوة من طرف الإدارة إلى جميع الموظفين.

این دعوتنامه از طرف مدیریت برای همه کارمندان ارسال شده است.

💡 استخدم الفلاح مقل ًا صغيرًا لجمع الحصى من طرف الحقل بسرعة.

کشاورز با استفاده از یک بیلچه کوچک، شن و ماسه را به سرعت از لبه مزرعه جمع کرد.

💡 ‫وبإضافة حرف ألسمائهم تحوّلوا إلى ح ّفاري قبور مبارَكين من طرف ِ ّ‬ ‫كل‬ ‫اإلمبرياليات‪

با اضافه کردن یک حرف به نامشان، آنها توسط تمام قدرت‌های امپراتوری به گورکن‌های متبرک تبدیل می‌شدند.

💡 جاءت الشكوى من طرف الزبائن بسبب تأخر الخدمة.

این شکایت از سوی مشتریان به دلیل تأخیر در ارائه خدمات مطرح شده است.

💡 ‬الملك الحالي ''فرانك'' يعرف جيدا بأن أحد تلك‬ ‫القوانين الملكية ينص على ما يلي‪ :‬ال يتم تولي العرش من طرف األبناء مباشرة‪

پادشاه فعلی، فرانک، به خوبی می‌داند که یکی از آن قوانین سلطنتی چنین می‌گوید: تاج و تخت مستقیماً به پسران به ارث نمی‌رسد.

کلمات مرتبط