ممنوع

🌐 ممنوع

صفتی عربی و بسیار رایج به معنای «بازداشته‌شده، قدغن، اجازه‌نداشته» است. وقتی می‌گوییم چیزی ممنوع است، یعنی قانون، عرف، شرع یا دستور، انجام آن را اجازه نمی‌دهد.

صفت (adjective)

📌 ممنوع

📌 مجاز نیست

📌 پرواز ممنوع

📌 توقیف شده

📌 غیرقانونی

جمله سازی با ممنوع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 أوضح الحارس للزوار أنه ممنوع منها الاقتراب من السور حفاظًا على السلامة.

نگهبان به بازدیدکنندگان توضیح داد که به دلایل ایمنی، نزدیک شدن به حصار ممنوع است.

💡 ‬رغم أن هذا ممنوع و ال جيوز دخوله إىل غرفة العناية املركزة

اگرچه این کار ممنوع است و او اجازه ورود به بخش مراقبت‌های ویژه را ندارد

💡 التدخين ممنوع داخل هذا المستشفى حفاظًا على صحة المرضى والزوار.

به منظور حفظ سلامت بیماران و مراجعین، استعمال دخانیات در داخل بیمارستان ممنوع است.

💡 استخدام الهاتف أثناء القيادة ممنوع لأنه يسبب حوادث كثيرة في الطرق.

استفاده از تلفن همراه هنگام رانندگی ممنوع است زیرا باعث تصادفات زیادی در جاده‌ها می‌شود.

💡 الدخول إلى هذه المنطقة ممنوع إلا بعد الحصول على تصريح رسمي.

ورود به این منطقه ممنوع است مگر با اجازه رسمی.

💡 اسمه العباس وهو في فترة تدريب؛ ممنوع عليك معرفة أكثر من هذا‪.

اسمش عباس است و در حال آموزش است؛ تو اجازه نداری بیشتر از این بدانی.

کلمات مرتبط