ممسک
🌐 مومساک
ممسک یعنی «نگهدارنده، گیرنده، کسی یا چیزی که چیزی را در دست دارد یا مهار میکند». این واژه میتواند هم اسم فاعل باشد، هم بهصورت اسم برای ابزار یا وسیلهای که چیزی را نگه میدارد به کار رود. در کاربردهای معنوی یا ادبی، ممکن است به کسی گفته شود که خویشتندار است یا خود را از چیزی بازمیدارد.
اسم (noun)
📌 نبر
📌 چنگک
دیکشنری عربی به فارسی
📌 برگزاری
جمله سازی با ممسک
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بقيت الأم ممسک بيد طفلها أثناء عبور الشارع المزدحم.
مادر دست فرزندش را گرفته بود و از خیابان شلوغ عبور میکردند.
💡 كان الرجل ممسک بحقيبة السفر جيدًا خوفًا من ضياعها في الزحام.
مرد چمدانش را محکم گرفته بود، از ترس اینکه مبادا در میان جمعیت گم شود.
💡 وقف الحارس ممسک بالمفتاح حتى ينتهي التفتيش عند الباب.
نگهبان کلید را در دست گرفت و ایستاد تا بازرسی در تمام شود.