ملات
🌐 مالات
دیکشنری عربی به فارسی
📌 پر کرد
📌 او پر کرد
📌 پر کردن
📌 درهم و برهم
📌 انباشته کردم.
📌 ملت
جمله سازی با ملات
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بدا والکالم هادئًا رغم الضوضاء التي ملأت القاعة.
والکالام با وجود سر و صدایی که سالن را پر کرده بود، آرام به نظر میرسید.
💡 مصرف ملات - حدد اسمه في 25 تشرين الأول/أكتوبر 2007
بانک ملت - نام آن در ۲۵ اکتبر ۲۰۰۷ تعیین شد
💡 بدا الماء مستدفعاً في القناة بعد الأمطار الغزيرة التي ملأت السدود الصغيرة.
به نظر میرسید که پس از بارانهای شدید و پر شدن سدهای کوچک، آب به سرعت به داخل کانال جریان پیدا کرده است.
💡 كان الطبق ينبعث منه رائحة لحم الخنزير التي ملات الغرفة بالتوقع.
بوی گوشت خوک از غذا بلند شد و اتاق را پر از شور و شوق کرد.