مکتبه من

🌐 کتابخانه

یعنی «مکتب / دفتر ازِ...» یا «از طرفِ او / آن».

دیکشنری عربی به فارسی

📌 دفتر او

📌 میز کارش از

جمله سازی با مکتبه من

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 وصلتني الدعوةُ من مکتبه من الجهة المنظمة صباح اليوم بشكلٍ رسمي.

من رسماً امروز صبح از طرف نهاد برگزارکننده، دعوتنامه را از دفتر ایشان دریافت کردم.

💡 أخذَ الموظفُ الملفَّ من مکتبه من الرف العلوي ووضعه على الطاولة.

کارمند پرونده را از روی میزش که در قفسه بالایی بود برداشت و روی میز گذاشت.

💡 استلمتُ الرسالةَ من مکتبه من السكرتارية بعد انتهاء الدوام الرسمي.

نامه را از دفترش، از منشی، بعد از پایان ساعت کاری رسمی دریافت کردم.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران