مفاوض

🌐 مذاکره کننده

«مفاوَض» یا «مفاوض» از ریشه «فوض» و از لحاظ معنایی نزدیک به کسی است که در حال گفت‌وگو، مذاکره یا واگذاری امر به دیگری است. در عربی، این واژه ممکن است به شخصی اشاره کند که با دیگری وارد مذاکره شده یا درباره چیزی توافق می‌کند. بسته به متن، می‌تواند معنای «مذاکره‌کننده» یا «طرفِ گفت‌وگو» داشته باشد.

اسم (noun)

📌 مذاکره کننده

📌 معامله گر

صفت (adjective)

📌 مذاکره

جمله سازی با مفاوض

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هو مفاوض بالفطرة، دائمًا يحصل على أفضل الصفقات لعملائه.

او ذاتاً اهل مذاکره است و همیشه بهترین معاملات را برای مشتریانش انجام می‌دهد.

💡 حضر مفاوض الشركة الاجتماع الرسمي لعرض شروط العقد الجديد.

مذاکره‌کننده شرکت در جلسه رسمی برای ارائه شرایط قرارداد جدید شرکت کرد.

💡 يجب على كل مفاوض أن يكون مستعدًا للتحديات غير المتوقعة أثناء المناقشات.

هر مذاکره‌کننده‌ای باید در طول بحث‌ها برای چالش‌های غیرمنتظره آماده باشد.

💡 طلبت الحكومة إرسال مفاوض متمرس لتجنب تعقيد الأزمة أكثر.

دولت درخواست کرد که یک مذاکره‌کننده باتجربه اعزام شود تا از پیچیده‌تر شدن بیشتر بحران جلوگیری شود.

💡 كان مفاوض الوفد هادئاً وواثقاً أثناء مناقشة القضايا الخلافية.

مذاکره‌کننده‌ی هیئت نمایندگی هنگام بحث در مورد مسائل مورد اختلاف، آرام و با اعتماد به نفس بود.

💡 كل مفاوض جيد يستمع بعناية لاحتياجات الطرف الآخر.

هر مذاکره‌کننده‌ی خوبی با دقت به نیازهای طرف مقابل گوش می‌دهد.

کلمات مرتبط