مغذ

🌐 مغذی

«مَغَذ» واژه‌ای است که در منابع لغوی عربی می‌تواند به معنای محل یا حالت تغذیه، یا چیزی مرتبط با خوراک و پرورش آمده باشد، هرچند کاربرد آن محدود و کهن است. از نظر ساخت، با واژه‌های مرتبط با «غذا» و «تغذیه» تناسب معنایی دارد و معمولاً در متون قدیمی و فرهنگ‌های لغت بررسی می‌شود. این کلمه در زبان عربی معاصر کاربرد معمول ندارد.

اسم (noun)

📌 تغذیه کننده

صفت (adjective)

📌 مغذی

📌 تغذیه

📌 سالم

صفت / اسم (adjective / noun)

📌 ماده مغذی

جمله سازی با مغذ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 يفضّلُ الأطباءُ الوجباتِ المغذيةَ التي تمنحُ الجسمَ طاقةً كافيةً طوالَ النهارِ.

پزشکان وعده‌های غذایی مغذی را ترجیح می‌دهند که در طول روز انرژی کافی به بدن بدهند.

💡 اتباع نظام غذائي متوازن يعني أنك تستهلك كميات كافية من كل مغذ يحتاج جسمك إلى العمل.

پیروی از یک رژیم غذایی متعادل به معنای مصرف مقادیر کافی از هر ماده مغذی مورد نیاز بدن برای عملکرد صحیح است.

💡 كان الطفلُ بحاجةٍ إلى طعامٍ مغذٍ بعدَ يومٍ طويلٍ من اللعبِ في الحديقةِ.

کودک پس از یک روز طولانی بازی در پارک به غذای مقوی نیاز داشت.

💡 أعدّتِ الأمُّ حساءً مغذيًا لابنِها المريضِ قبلَ أن ينامَ.

مادر قبل از خواب پسر بیمارش، سوپ مغذی برای او آماده کرد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران