معدا

🌐 آماده شده

صورتِ دیگری از «معدّاً» است و به معنای «آماده، مهیا، تنظیم‌شده» می‌آید؛ در عربی اغلب به‌صورت قید یا حالت به کار می‌رود.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 تنظیم کردن

📌 راه اندازی

جمله سازی با معدا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 أرسل المدير الموظف معدا بالملفات إلى قسم المحاسبة فورًا.

مدیر فوراً کارمند را به همراه پرونده‌ها به بخش حسابداری فرستاد.

💡 وصل القطار معدا للمغادرة، فركض المسافرون للحاق به في اللحظة الأخيرة.

قطار آماده حرکت بود و مسافران در آخرین لحظه برای رسیدن به آن هجوم آوردند.

💡 خرج العامل معدا بسرعة بعد أن سمع النداء من البوابة.

کارگر پس از شنیدن صدای فریاد از دروازه، با عجله بیرون دوید.

💡 لقد كان معدا بواسطة خليلتي ذلك الوقت.

آن موقع دوست دخترم آن را آماده کرده بود.

💡 لكن الاقتصاد الصيني ليس معدا لذلك النوع من النمو المدفوع من الداخل.

اما اقتصاد چین به سمت این نوع رشد داخلی هدایت نشده است.

💡 ‬فتذكرت أن بيتي لم يكن يوما معدا الستقبال‬ ‫ضيوف أعرف بقدومهم قبل شهر أو حتى عام‪

بعد یادم آمد که خانه‌ام هیچ‌وقت برای پذیرایی از مهمانانی که از آمدنشان یک ماه یا حتی یک سال قبل خبر داشتم، آماده نشده بود.

کلمات مرتبط