معبي

🌐 پر شده

این واژه به‌تنهایی شکل رایج و استانداردی در عربی فصیح ندارد و احتمالاً ضبطی ناقص یا محاوره‌ای از واژه‌ای دیگر است. بدون جمله یا زمینه، معنای آن قطعی نیست.

صفت / وجه وصفی (adjective / participle)

📌 پرایم شده

جمله سازی با معبي

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 وجدنا الصندوقَ معبي بالكتبِ القديمةِ والوثائقِ التي تحتاجُ إلى فرزٍ وتنظيم.

ما جعبه را پر از کتاب‌ها و اسناد قدیمی یافتیم که نیاز به مرتب‌سازی و سازماندهی داشتند.

💡 وبهذه الطريقة من نظامك الجسم معبي وعلى استعداد لتجريب للحصول على أقصى قدر من المنافع من المخدرات.

به این ترتیب سیستم بدن شما پر شده و آماده آزمایش برای به دست آوردن حداکثر فواید داروها است.

💡 سوف يكون قنبلة معبي من قبل مهندسينا.

این یک بمب خواهد بود که توسط مهندسان ما پر شده است.

💡 عاد العاملُ إلى البيتِ معبي بالتعبِ بعد يومٍ طويلٍ في الورشةِ.

کارگر پس از یک روز طولانی در کارگاه، خسته به خانه بازگشت.

💡 على سطح معبي والمجففة جعل مستوى أدنى للعلامة الأولى لتحديد المواقع من الصفوف الأفقية والرأسية من البلاط.

روی یک سطح پر و خشک، برای اولین علامت، یک سطح پایین‌تر ایجاد کنید تا موقعیت ردیف‌های افقی و عمودی کاشی‌ها مشخص شود.

💡 كان الطريقُ معبي بالسياراتِ في ساعةِ الذروةِ قبل بدءِ العطلةِ الرسمية.

در ساعات شلوغی قبل از شروع تعطیلات رسمی، جاده مملو از ماشین بود.

کلمات مرتبط