مضب
🌐 مه آلود
واژهای کمکاربرد و نادر است و در برخی منابع ممکن است به اشیای کوبنده، ابزار ضرب، یا چیزی مرتبط با زدن و کوبیدن اشاره داشته باشد. معنای دقیق آن بسته به فرهنگ لغت و سیاق جمله متفاوت است و در کاربرد عمومی رایج نیست.
جمله سازی با مضب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وجد الطفل مضب ًا خشبيًا قرب الباب القديم.
کودک یک تیر چراغ برق چوبی نزدیک در قدیمی پیدا کرد.
💡 استعمل الحداد مضب ًا قويًا أثناء إصلاح الأدوات.
آهنگر هنگام تعمیر ابزارها از یک درفش محکم استفاده کرد.
💡 احتاج الصياد إلى مضب جديد لتثبيت الشباك على الشاطئ.
ماهیگیر برای محکم کردن تورها به ساحل به یک تله جدید نیاز داشت.