مضاءة

🌐 روشن

«مُضاءة» معمولاً به معنی «روشن‌شده»، «نورانی»، «تابان» یا «دارای روشنایی» است. این واژه از ریشه «ضوء» (نور) می‌آید و بر چیزی دلالت می‌کند که روشن شده یا از نور برخوردار است. در فارسی می‌توان آن را «روشنایی‌یافته» یا «نورانی» ترجمه کرد. بسته به متن، ممکن است به محل، چراغ، فضا یا چیزی دارای نور اشاره داشته باشد.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 روشن

📌 روشن شده

📌 روشن کردن

📌 روشن کننده

📌 غسل داده شده

جمله سازی با مضاءة

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بقيت الغرفة مضاءة حتى وقت متأخر بسبب استمرار العمل على المشروع.

به دلیل کار مداوم روی پروژه، اتاق تا دیروقت روشن ماند.

💡 بقيت المصابيح مضاءة طول الحفل لتبدو القاعة أكثر دفئًا.

چراغ‌ها در تمام طول کنسرت روشن ماندند تا فضای سالن گرم‌تر به نظر برسد.

💡 بدت القاعة مضاءة بألوان دافئة أضفت على الحفل جوًا مريحًا.

به نظر می‌رسید که سالن با رنگ‌های گرم روشن شده است و فضای آرامش‌بخشی به مهمانی بخشیده بود.

💡 أغلقت االبواب بعد انتهاء الحفل، وبقيت الأضواء مضاءة في القاعة.

پس از پایان مراسم، درها بسته شدند، اما چراغ‌های سالن همچنان روشن بودند.

💡 كانت الشوارع مضاءة جيدًا مما جعل الحركة أسهل خلال الليل.

خیابان‌ها به خوبی روشن بودند و این امر حرکت در طول شب را آسان‌تر می‌کرد.

💡 دخلنا کنيسة صغيرة مضاءة بالشموع، فشعرنا بالسكينة والهدوء.

ما وارد کلیسای کوچکی شدیم که با شمع روشن شده بود و احساس آرامش و سکون کردیم.

💡 هذه طوال الليل كانت الأنوار مضاءة في المكتب بسبب العمل.

به خاطر کار، تمام شب چراغ‌های دفتر روشن بود.

💡 من بعيد، وتبدو المدينة كأنها لوحة مضاءة بالألوان.

از دور، این شهر مانند یک نقاشی به نظر می‌رسد که با رنگ‌ها روشن شده است.

کلمات مرتبط