مصطنعة

🌐 مصنوعی

«مصطنعة» صورت مؤنثِ «مصطنع» است و همان معنای «ساخته‌شده، تصنعی، ساختگی» را برای مؤنث بیان می‌کند. مثلاً درباره لبخند، رفتار، یا آرایش می‌تواند به معنای غیرطبیعی و نمایشی باشد.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 مصنوعی

📌 تولید شده

📌 جعلی

📌 ساخته شده

📌 ساخته و پرداخته

جمله سازی با مصطنعة

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 لا يمكنُ لأيِّ مصطنعة ابتسامة أن تُقنعَ الأصدقاءَ إذا كان التوترُ واضحًا في الحديثِ.

اگر تنش در مکالمه مشهود باشد، هیچ لبخند تصنعی نمی‌تواند دوستان را متقاعد کند.

💡 رفضَ الزبونُ شراءَ حقيبةٍ مصطنعة لأنها لا تشبهُ الجلدَ الطبيعيَّ في الجودةِ.

مشتری از خرید کیف مصنوعی خودداری کرد زیرا از نظر کیفیت شبیه چرم اصل نبود.

💡 انكشفَتِ الفكرةُ مصطنعة عندما سألَ الصحفيُّ عن التفاصيلِ الدقيقةِ فلم يجدْ إجابةً واضحةً.

وقتی روزنامه‌نگار جزئیات دقیق را پرسید و پاسخ روشنی نیافت، ساختگی بودن این ایده آشکار شد.

💡 ظهرتْ على وجهِها مصطنعة ابتسامة أثناءَ التصويرِ، رغمَ أنَّها كانت متعبةً جدًا.

او در طول عکاسی لبخندی مصنوعی به لب داشت، با اینکه خیلی خسته بود.

💡 ‫قاسم ببراءه مصطنعة ‪:‬ايدى إيه بس الى اشيلها‬ ‫ياروحي‪.

قاسم، با تظاهر به معصومیت: عشق من، قرار است کدام دست را بردارم؟

💡 ‬وصنع ابتسامة مصطنعة بلهاء أخرى وقال‪:‬‬ ‫ وهلــذا جئــت إليــك‪

او یک لبخند احمقانه و ساختگی دیگر زد و گفت: «و به همین خاطر است که من پیش تو آمده‌ام.»

💡 حاولَ أن يخفيَ خيبتهُ بـ مصطنعة ابتسامة، لكنَّ عينيه كانتا تكشفانِ الحقيقةَ بوضوحٍ.

سعی کرد با لبخندی مصنوعی ناامیدی‌اش را پنهان کند، اما چشمانش حقیقت را به وضوح آشکار می‌کردند.

💡 ‫عقب بها بإبتسامة مصطنعة وهو يومئ برأسه ببطء عدة مرات في برود‬ ‫دليل التأكيد!

او با لبخندی اجباری پاسخ داد و سرش را چند بار به آرامی و با حالتی سرد به نشانه‌ی تأیید تکان داد!

💡 وضعتْ الشركةُ أزهارًا مصطنعة في المدخلِ لتبدوَ القاعةُ أكثرَ أناقةً طوالَ العامِ.

این شرکت گل‌های مصنوعی را در ورودی قرار داد تا سالن در طول سال جلوه زیباتری داشته باشد.

کلمات مرتبط