مسندة

🌐 پشتیبانی شده

«مُسْنَدَة» صورت مؤنثِ «مسند» است و می‌تواند به معنای «تکیه‌داده‌شده، پشتیبانی‌شده، مستند» باشد. در برخی متون نیز به چیزی گفته می‌شود که به دیوار یا جایی تکیه داده شده است. در اصطلاحات علمی یا ادبی، معنای دقیق آن وابسته به جمله است، اما در کل مفهوم «اتکا داشتن» یا «سند داشتن» را می‌رساند.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 اختصاص داده شده

📌 اعطا شده

📌 واگذار شده

📌 گزاره

جمله سازی با مسندة

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ‬ثم تفترش‬ ‫القش اليابس مسندة رأسها بساعديها وتنام متنهدة متمنية لو كانت الحياة كلها نوما عميق ًا ل تقطعه الحلم ول‬ ‫تليه اليقظة‪.

سپس کاه خشک را پهن می‌کند، سرش را روی ساعدهایش می‌گذارد و می‌خوابد، آه می‌کشد و آرزو می‌کند که ای کاش تمام زندگی یک خواب عمیق بود، بدون هیچ رویایی و بدون هیچ بیداری.

💡 وضعوا لوحًا مسندة تحت الباب المائل حتى لا يتحرك مع الرياح.

آنها یک تخته نگهدارنده زیر درِ کج قرار دادند تا با باد تکان نخورد.

💡 كانت سنارة القارب مسندة على الحائط، تنتظر استخدامها التالي.

چوب ماهیگیری قایق به دیوار تکیه داده شده بود و منتظر استفاده بعدی‌اش بود.

💡 كانت هناك وسادة مسندة خلف ظهر المريضة لتخفيف الألم أثناء الجلوس.

یک بالشتک پشت کمر بیمار قرار داده می‌شد تا هنگام نشستن درد را تسکین دهد.

💡 ومسؤولية تسجيل الجمعيات الدينية، التي ترغب في الحصول على شخصية قانونية، مسندة إلى هيئة قضائية هي محكمة مدينة صوفيا.

مسئولیت ثبت انجمن‌های مذهبی که مایل به کسب شخصیت حقوقی هستند، به یک نهاد قضایی، یعنی دادگاه شهر صوفیه، واگذار شده است.

💡 رأيت كرسيًا مسندة جوانبه الخشبية مزخرفة بشكل جميل.

من یک صندلی با کناره‌های چوبیِ زیبا و تزئین‌شده دیدم.

کلمات مرتبط