مسغب

🌐 گرسنه

«مسغب» از ریشه مربوط به گرسنگی و فقر خوراک می‌آید و به معنای «گرسنه، قحطی‌زده، دچار تنگدستیِ غذایی» است. این واژه حالتی را بیان می‌کند که فرد یا گروه از کمبود غذا یا شدت نیاز رنج می‌برند. در متون ادبی و قرآنی نیز مفاهیمی نزدیک به گرسنگی و فاقه با این ریشه دیده می‌شود.

جمله سازی با مسغب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 كان الجو مسغب في ذلك اليوم، والناس يبحثون عن ماء بارد ومكان مظلل.

آن روز هوا بسیار سخت بود و مردم به دنبال آب خنک و مکانی سایه‌دار می‌گشتند.

💡 بدت القرية مسغب بعد انقطاع الإمدادات، فازدادت حاجتهم إلى المساعدات العاجلة.

به نظر می‌رسید که این روستا پس از قطع آذوقه، به شدت به کمک نیاز دارد و نیاز آنها به کمک‌های فوری افزایش یافته است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران