مداعبا

🌐 اذیت کردن

«مداعبا» یعنی شوخی‌کنان، بازی‌گوشانه، یا با مزاح و لطیفه. این واژه حالتِ انجام کاری را نشان می‌دهد که با نرمی، صمیمیت و بدون جدیتِ کامل صورت می‌گیرد؛ مثلاً وقتی کسی با دیگری به‌صورت دوستانه و غیررسمی صحبت می‌کند، می‌توان گفت «مداعبا» سخن گفت.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 یک نازل کننده

📌 کمی خودپسندی داشتن

جمله سازی با مداعبا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ابتسم الأب مداعبا ابنته عندما أخطأت في الإجابة.

پدر وقتی دخترش جواب اشتباه داد، با شیطنت به او لبخند زد.

💡 قال الطفل مداعبا أخاه قبل النوم إنه سيفوز في اللعبة غدًا.

کودک قبل از خواب به شوخی به برادرش گفت که فردا در بازی برنده خواهد شد.

💡 تحدث الممثل مداعبا الجمهور قبل بدء العرض المسرحي.

این بازیگر قبل از شروع اجرای تئاتر با تماشاگران به شوخی صحبت کرد.

💡 ‫«كان يجب أال أغسل يدي حتى يبقى عطرها معي» ضحك ربيع يف‬ ‫هاجسه مداعبا مفاتيح اآللة بأنامل أصابعه‪

ربیع در خیالاتش خندید و با نوک انگشتانش کلیدهای دستگاه را لمس کرد و گفت: «نباید دست‌هایم را می‌شستم تا بوی او با من بماند.»

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران