محيص
🌐 موییس
از ریشهٔ «حاص / حیص» است و به معنای «گریزگاه»، «راه فرار»، «جای رهایی» یا «چارهٔ فرار». در عربی کلاسیک میتواند به معنای «گزیری نیست» یا «راهی برای رهایی نیست» هم به کار رود، بسته به ساختار جمله.
جمله سازی با محيص
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 عندما اشتد الخطر، لم يبقَ أمامهم محيص سوى المغادرة.
وقتی خطر شدت گرفت، چارهای جز رفتن نداشتند.
💡 قال القاضي إن محيص العدالة هو تطبيق القانون على الجميع.
قاضی گفت که جوهره عدالت، اجرای قانون برای همه است.
💡 لم يجد المسافر محيص ًا من الانتظار حتى يتحسن الطقس.
مسافر چارهای جز صبر کردن تا بهتر شدن هوا نداشت.