مجبرة
🌐 اجباری
دیکشنری عربی به فارسی
📌 مجبور
📌 موظف
📌 مجبور کردن
📌 کوبیده شده
جمله سازی با مجبرة
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ً وجدت نفسها مجبرة ْ ْ منزال أن تطيعه
خود را مجبور به اطاعت از او دید.
💡 كانت الأسرة مجبرة على تغيير خطتها بعد ارتفاع أسعار التذاكر.
این خانواده پس از افزایش قیمت بلیط مجبور شدند برنامه خود را تغییر دهند.
💡 شعرت الفتاة بأنها مجبرة على الصمت حتى لا تزيد المشكلة تعقيدًا.
دخترک احساس کرد که باید سکوت کند تا مشکل را پیچیدهتر نکند.
💡 بقيت الموظفة مجبرة على الحضور يوم السبت لإكمال الأعمال المتأخرة.
کارمند مجبور شد روز شنبه برای تکمیل کارهای عقب افتاده بیاید.
💡 إذن سأشرب الكثير من الحليب ما دمت مجبرة على دفع ثمن شيء ال أريده!
پس تا وقتی مجبور باشم برای چیزی که نمیخواهم پول بدهم، کلی شیر مینوشم!
💡 لقد قلت أني لست مجبرة على الزاوج به.
گفتم که من مجبور نیستم با او ازدواج کنم.