متوالية
🌐 توالی
دیکشنری عربی به فارسی
📌 متوالی
📌 توالی
📌 پیوستار
📌 در یک ردیف
📌 پیشرفت
جمله سازی با متوالية
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 حدثت متوالية من الأخطاء بسبب ضعف التنظيم.
به دلیل سازماندهی ضعیف، یک سری خطا رخ داد.
💡 يمثل كل نمط متوالية مشتركة (متكررة) من الحروف والأرقام التي ظهرت في أكثر من رسالة غير مرغوبة.
هر الگو نشان دهنده یک توالی مشترک (تکرار شده) از حروف و اعداد است که در بیش از یک پیام ناخواسته ظاهر شده است.
💡 شهدنا متوالية من الأحداث المفاجئة خلال الأسبوع الماضي.
در طول هفته گذشته شاهد مجموعهای از رویدادهای شگفتانگیز بودیم.
💡 حلّلت المعلمة متوالية الأعداد في التمرين الرياضي.
معلم توالی اعداد را در تمرین ریاضی تجزیه و تحلیل کرد.
💡 من أجل إنشاء متوالية ذات خواص أفضل، اعتمدت الهندسة الوراثية التقليدية على قدرتها على قطع متوالية دنا من مكان وغرسها في مكان آخر.
مهندسی ژنتیک سنتی برای ایجاد توالی با ویژگیهای بهتر، به توانایی خود در برش توالی DNA از یک مکان و کاشت آن در مکان دیگر متکی بود.
💡 تعقد مأهولي بالماوراء والوجود ِعشته كوهمية متوالية واآلن كل شيء أمارة لك.
من زندگیام را در حالتی از توهم مداوم گذراندهام، و حالا همه چیز نشانهای از توست.