متبل

🌐 ادویه دار

این صورت نیز در عربی رایج و معیار روشن نیست و احتمال اشتباه در املای آن وجود دارد. بدون شناخت ریشه و متن، نمی‌توان معنای دقیق و قطعی برای آن بیان کرد.

صفت (adjective)

📌 چاشنی زده

📌 ادویه دار

📌 مرینیت شده

📌 تند

📌 خمیرمایه

جمله سازی با متبل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 قدّمَ المطعمُ متبلًا خاصًا بالنكهةِ الشرقيةِ فأعجبَ الزبائنَ كثيرًا.

این رستوران یک دیپ مخصوص با طعم شرقی ارائه داد که مشتریان را به شدت تحت تأثیر قرار داد.

💡 اشترتِ الأمُّ متبلًا طازجًا من السوقِ الشعبيِّ لتحضيرهِ معَ الغداءِ.

مادر از بازار محلی چاشنی تازه خرید تا با ناهار آماده کند.

💡 «وال تنىس متبل الباذنجان عىل الطاولة بجوارك‪».

«و بابا غنوش را هم که روی میز کنارتان است فراموش نکنید.»

💡 وُضعَ متبلٌ لذيذٌ على المائدةِ مع الخبزِ الساخنِ في العشاءِ العائليِّ.

یک سس خوشمزه به همراه نان داغ در شام خانوادگی روی میز گذاشته شد.

💡 طبقهم المميز هو لحم الخروف المشوي ببطء، متبل بشكل مثالي.

غذای مخصوص آنها بره کبابی است که به آرامی و با چاشنی عالی طبخ می‌شود.

💡 وسائل النظام الغذائي السليم، عموما، ببساطة لا تأكل الأطعمة متبل للغاية.

به طور کلی، هدف از یک رژیم غذایی سالم، صرفاً نخوردن غذاهای پرادویه است.

کلمات مرتبط