متبسط
🌐 ساده
به معنای «گسترده، بازشده، فراخ» است. این واژه گاهی برای چیزی به کار میرود که گسترده و باز است، و گاهی در معنای مجازی برای شخصی که روحیهای راحت، آزاد و بیتکلف دارد یا دانشش را گسترده کرده است.
جمله سازی با متبسط
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بدا الرئيسُ متبسطًا مع المواطنينَ أثناءَ الزيارةِ الميدانيةِ إلى الحيِّ القديمِ.
رئیس جمهور در طول بازدید میدانی از محله قدیمی، با شهروندان آرام و صمیمی به نظر میرسید.
💡 جلسَ الضيفُ متبسطًا على الأريكةِ بعدَ يومٍ طويلٍ من السفرِ والعملِ الشاقِّ.
مهمان پس از یک روز طولانی سفر و کار سخت، راحت روی مبل نشست.
💡 كانَ الوجهُ متبسطًا حينَ سمعَ الأبُ خبرَ نجاحِ ابنِه في الامتحانِ النهائيِّ.
چهره پدر وقتی خبر موفقیت پسرش را در امتحان نهایی شنید، برق میزد.