مبج

🌐 موبج

این واژه به‌صورت مستقل رایج نیست و احتمالاً شکلی کوتاه‌شده یا نادر از ریشه‌ای مرتبط با روشنی، شکوه یا گشایش است. در متن، ممکن است معنایی نزدیک به «گشاده، روشن، نمایان» داشته باشد، ولی بدون بافت دقیق، تعریف قطعی دشوار است.

جمله سازی با مبج

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 وصفه الناس بأنه رجل مبج يحظى بالاحترام والثقة في مجتمعه.

مردم او را مردی محترم و مورد اعتماد در جامعه‌اش توصیف می‌کردند.

💡 بدت الفكرة مبج ة في كلامه، لكنها احتاجت إلى شرحٍ أدقّ.

این ایده در سخنان او جذاب به نظر می‌رسید، اما نیاز به توضیح دقیق‌تری داشت.

💡 وقف الزعيم مبج ًا بمكانته بين الحضور خلال الاحتفال الرسمي.

رهبر در طول مراسم رسمی با افتخار از جایگاه خود در میان حاضران ایستاد.

کلمات مرتبط