ليبيري

🌐 لیبریایی

این واژه معمولاً به صورت منسوب به «لیبریه / لیبِریا» یا «Liberi» فهمیده می‌شود و بیشتر کاربرد اسمی یا نسبتی دارد. در عربی، چنین صورت‌هایی معمولاً برای نسبت‌دادن یک چیز یا شخص به کشور یا نامی خاص به کار می‌روند.

اسم (noun)

📌 لیبریا

صفت / اسم (adjective / noun)

📌 لیبریایی

جمله سازی با ليبيري

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 في الحفل الثقافي حضر ضيف ليبيري تحدث عن تقاليد بلاده الجميلة.

در این رویداد فرهنگی، یکی از مهمانان لیبریایی درباره سنت های زیبای کشورش صحبت کرد.

💡 واستخدم صاحب البلاغ جوازاً مزوراً لدخول كندا على الرغم من حيازته جواز سفر ليبيري صالح.

شاکی با وجود داشتن گذرنامه معتبر لیبریایی، از گذرنامه جعلی برای ورود به کانادا استفاده کرد.

💡 أملك هاتفين متحرّكين، شأني في ذلك شأن كل مواطن ليبيري آخر أعرفه.

من دو تلفن همراه دارم، درست مثل هر شهروند لیبریایی دیگری که می‌شناسم.

💡 شارك في المؤتمر باحث ليبيري قدّم دراسة عن التعليم والصحة.

یک محقق لیبریایی در این کنفرانس شرکت کرد و مطالعه‌ای در مورد آموزش و سلامت ارائه داد.

💡 قابلتُ طالبًا ليبيري يدرس الطب ويطمح إلى خدمة مجتمعه بعد التخرج.

من با یک دانشجوی لیبریایی که در رشته پزشکی تحصیل می‌کرد، آشنا شدم که آرزو داشت پس از فارغ‌التحصیلی به جامعه‌اش خدمت کند.

کلمات مرتبط