ادقع

🌐 فشار دادن

«اَدْقَع» واژه‌ای نادر است و در برخی متون لغوی به معنای «بسیار تیره، سیاه‌چهره، یا آمیخته با تیرگی» آمده است. گاهی نیز در توصیف رنگ یا حالتِ بسیار تیره و ناخوشایند به‌کار می‌رود. چون این واژه کم‌کاربرد است، معنای دقیق آن ممکن است بسته به فرهنگ لغت فرق کند.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 پرداخت

جمله سازی با ادقع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 كيف من المفترض ان ادقع هذه المخالفة حتى؟

چطور باید این جریمه را پرداخت کنم؟

💡 قال الأب لابنه: ادقع الكرسي تحت الطاولة حتى نترك الممرّ مفتوحًا.

پدر به پسرش گفت: صندلی را زیر میز هل بده تا بتوانیم راه عبور را باز بگذاریم.

💡 في المطر الشديد، حاول السائق أن ادقع السيارة قليلًا إلى اليمين لتجنّب الحفرة الكبيرة.

در باران شدید، راننده سعی کرد ماشین را کمی به سمت راست هل دهد تا از چاله بزرگ جلوگیری کند.

💡 عندما ازدحم الممر، اضطرّ العامل أن ادقع الصندوق قرب الجدار ليفسح الطريق للناس.

وقتی راهرو شلوغ می‌شد، کارگر مجبور بود جعبه را به دیوار نزدیک‌تر کند تا راه برای عبور افراد باز شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران