لوز

🌐 بادام

در عربی به معنی «بادام» است، هرچند در بعضی لهجه‌ها یا کاربردهای منطقه‌ای برای دانه‌های مشابه نیز به کار می‌رود.

اسم (noun)

📌 بادام

جمله سازی با لوز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اشتريتُ لوز ًا طازجًا من السوق الشعبي لصنع الكعكة في المساء.

من بادام تازه را از بازار محلی خریدم تا عصر کیک را با آن درست کنم.

💡 أكلتُ حفنةً من لوز مع الفطور بدلًا من الحلوى الثقيلة.

من به جای دسر سنگین، یک مشت بادام با صبحانه خوردم.

💡 ‬مميز و تميز‬ ‫أكثر ألنه أصبح من نصيبك رائع أنت يا لوز‪

خاص و حتی خاص‌تر حالا که مال توئه. تو فوق‌العاده‌ای، آلموند.

💡 يضيف الطهاة لوز المحمّص إلى بعض الأطباق ليمنحها قرمشةً مميزة.

سرآشپزها بادام بو داده را به بعضی از غذاها اضافه می‌کنند تا تردی خاصی به آنها بدهند.

💡 قدموا كرواسون لوز لذيذًا وكان حلوًا وهشًا في نفس الوقت.

آنها کروسان‌های بادامی خوشمزه‌ای سرو کردند که هم شیرین و هم ترد بودند.

💡 كانت أحمر شفاهها بلون لوز محروق لافت للنظر، ومثالي للحدث.

رژ لب بادامی سوخته او چشمگیر و برای این مراسم عالی بود.