للفرس

🌐 برای اسب

یعنی «برای اسب» یا «مربوط به اسب / اسب‌ها». «فرس» در عربی به معنای اسب است.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 پارسیان

📌 مادیان ها

📌 ایران

📌 سوارکار برنز

جمله سازی با للفرس

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 وقف الفارس قرب الإسطبل يجهز لِلْفَرَس السرج واللجام بعناية.

سوارکار نزدیک اصطبل ایستاده بود و با دقت زین و افسار اسب را آماده می‌کرد.

💡 هذا يرجع إلى حقيقة أن الأرض هي مقبرة للفرس الجدد.

این به دلیل این واقعیت است که آن سرزمین برای پارسیان جدید گورستان است.

💡 تحتاج الرعاية الجيدة لِلْفَرَس إلى غذاء مناسب ونظافة مستمرة وتمرين منتظم.

مراقبت خوب از اسب نیاز به غذای مناسب، نظافت مداوم و ورزش منظم دارد.

💡 إن الجهاز التناسلي للفرس هو المسؤول عن التحكم في الحمل والولادة والإرضاع، بالإضافة إلى الدورة النزوية وسلوك التزاوج.

دستگاه تناسلی مادیان مسئول کنترل بارداری، زایمان و شیردهی و همچنین چرخه فحلی و رفتار جفت‌گیری است.

💡 اشترى المربي علفًا خاصًا لِلْفَرَس قبل موسم السباقات بأيام.

پرورش‌دهنده چند روز قبل از فصل مسابقه، خوراک مخصوص اسب را خریداری کرد.

💡 الطبيعة الودية للفرس ألمخصيه جعلتها محبوبة بين الزوار في إسطبل الركوب.

طبیعت دوستانه مادیان اخته شده، او را در بین بازدیدکنندگان اصطبل اسب سواری محبوب کرده بود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران