أدبها

🌐 ادبیات او

این واژه نیز معمولاً یعنی «ادبِ او / آن» با ضمیر مؤنث، یا در برخی سیاق‌ها «او را ادب کرد» بسته به نقش نحوی. رایج‌ترین معنا «ادبِ او» یا «ادبِ آن (مؤنث)» است. اگر منظور فعل باشد، باید ساختار جمله را دید؛ ولی به‌صورت اسمی، یعنی «ادبِ او».

دیکشنری عربی به فارسی

📌 ادبیات آن

📌 آداب معاشرت او

📌 ادب او

📌 ادب و نزاکتش

جمله سازی با أدبها

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 عرف الجميع ادبها عندما شكرت العامل بابتسامةٍ لطيفة بعد مساعدته لها.

وقتی بعد از اینکه کارگر به او کمک کرد، با لبخندی مهربان از او تشکر کرد، همه متوجه ادب او شدند.

💡 يمدح الأقارب ادبها لأنها تتعامل مع الآخرين بلطفٍ وهدوءٍ واحترام.

اقوام از ادب و نزاکت او تعریف می‌کنند، چون با دیگران با مهربانی، آرامش و احترام رفتار می‌کند.

💡 كان ادبها واضحًا في المدرسة، إذ تستمع جيدًا ولا تقاطع المعلمة.

اخلاق خوبش در مدرسه کاملاً مشهود بود، چون خوب گوش می‌داد و حرف معلم را قطع نمی‌کرد.

💡 اعتمدت على أدبها لتوجيه المحادثات الصعبة برشاقة.

او برای هدایتِ مؤدبانه‌ی مکالمات دشوار به شیوه‌ای دلنشین، به ادب و نزاکت خود تکیه می‌کرد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران