لعظم

🌐 برای استخوان

این واژه از «عظم» می‌آید که به معنای «بزرگی»، «استخوان»، یا «عظیم بودن» است. در ترکیب با «لـ» می‌تواند بسته به متن معنای «برای بزرگی»، «به سبب عظمت»، یا «بزرگ شدن» بدهد. در فارسی معمولاً «عظمت»، «بزرگی» یا «استخوان» به‌عنوان معانی پایه‌ی آن در نظر گرفته می‌شود، ولی بافت جمله تعیین‌کننده است.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 استخوان

جمله سازی با لعظم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 شعر الرياضي بألمٍ شديدٍ في لعظم بعد التمرين الطويل.

این ورزشکار پس از تمرین طولانی مدت، درد شدیدی در استخوان خود احساس کرد.

💡 الكثيرات من النساء في أنحاء العالم يواجهن مشكلة النمو غير الطبيعي لعظم إبهام القدم.

بسیاری از زنان در سراسر جهان با مشکل رشد غیرطبیعی استخوان شست پا مواجه هستند.

💡 احتاج الطبيب إلى صورةٍ دقيقةٍ لـ لعظم المصاب.

پزشک به تصویر دقیقی از استخوان فرد آسیب دیده نیاز داشت.

💡 خدش على السطح الخلفي لعظم الفخد

خراشیدگی روی سطح خلفی استخوان ران.

💡 تحدث الجراح عن كسرٍ في لعظم الساق اليمنى.

جراح از شکستگی استخوان پای راست صحبت کرد.

💡 أيضا، وجدت كسر قوي لها لعظم الأنف

همچنین، او دچار شکستگی شدید استخوان بینی شده بود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران