لعاب
🌐 بزاق
اسم (noun)
📌 بزاق
📌 ترشح بزاق
📌 آب دهان
📌 تف کردن
صفت / اسم (adjective / noun)
📌 آبریزش دهان
📌 بزاقی
جمله سازی با لعاب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 كان الطفلُ يضحكُ، ثم سالَ لعابٌ بسيطٌ من فمهِ بسببِ الفرحِ الشديد.
کودک میخندید و سپس از شدت شادی، کمی بزاق از دهانش جاری شد.
💡 بصق القاتل عليه، وجدت آثار لعاب جاف.
قاتل به او تف کرد؛ آثار بزاق خشک شده پیدا شد.
💡 كنوز أسالت لعاب املغامرين وجعلتهم كاملجانين ينهبون كا ما ملحته أعينهم املحملقة.
گنجینههایی که آب دهان ماجراجویان را راه میانداخت و آنها را به دیوانههایی تبدیل میکرد که هر چیزی را که چشم طمعشان به آن میافتاد، غارت میکردند.
💡 يفرزُ بعضُ الكلابِ لعابًا كثيرًا عندما تشمُّ الطعامَ الطازجَ في المطبخ.
بعضی از سگها وقتی بوی غذای تازه را در آشپزخانه حس میکنند، بزاق زیادی ترشح میکنند.
💡 لاحظَ الطبيبُ أن زيادةَ اللعابِ قد تدلُّ أحيانًا على مشكلةٍ صحيةٍ تحتاجُ فحصًا.
پزشک خاطرنشان کرد که افزایش تولید بزاق گاهی اوقات میتواند نشان دهنده یک مشکل سلامتی باشد که نیاز به بررسی دارد.
💡 ش قتي م ا زال طعم لعاب ك الم دخن وم ربى الك رز في فمي
خواهرم، طعم بزاق دودی و مربای آلبالویت هنوز در دهانم است.