لزيارة

🌐 بازدید

این ترکیب از «لِـ» به‌معنای «برایِ» و «زيارة» به‌معنای «دیدار / زیارت» ساخته شده است. بنابراین لزيارة یعنی «برای زیارت» یا «برای دیدنِ کسی / جایی». در جمله‌هایی مثل «ذهبتُ لزيارةِ صديقي» به معنی «برای دیدنِ دوستم رفتم» به‌کار می‌رود و گاهی در زمینه مذهبی نیز به معنای «برای زیارت» فهمیده می‌شود.

جمله سازی با لزيارة

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خططت الأسرة لزيارة الأقارب خلال عطلة نهاية الأسبوع.

خانواده قصد داشتند آخر هفته به دیدار اقوام بروند.

💡 مساء أمس، إليه ذهبتَ مع صديقك لزيارة المريض في المستشفى.

دیشب، شما با دوستتان به عیادت بیمار در بیمارستان رفتید.

💡 ءاتيه الزائرُ من مدينةٍ بعيدةٍ لزيارة أسرته في العطلة.

مهمان از شهری دور برای دیدن خانواده‌اش در طول تعطیلات آمده بود.

💡 يسافر كثيرون في أيام االضحی لزيارة الأقارب وقضاء الوقت مع الأسرة.

بسیاری از مردم در ایام عید قربان برای دیدار اقوام و گذراندن وقت با خانواده به سفر می‌روند.

💡 في العطلة، يفضّل أن إلی يذهب إلى القرية لزيارة أقاربه.

در طول تعطیلات، ترجیح داده می‌شود که الی برای دیدار اقوامش به روستا برود.

💡 الساقني الفضولُ لزيارة المكتبة الجديدة في وسط المدينة.

کنجکاوی باعث شد از کتابخانه جدید در مرکز شهر بازدید کنم.

💡 نظّفتْ أمي أوضة الضيوف استعدادًا لزيارة العائلة مساءً.

مادرم اتاق مهمان را تمیز کرد تا برای دیدار خانوادگی در شب آماده شود.

💡 أرجو أن تكونوا قد حصلتم على فرصة لزيارة المعرض أمس.

امیدوارم دیروز فرصت بازدید از نمایشگاه را داشته باشید.

💡 إذا تکو لديك وقت، فتعال لزيارة المكتبة بعد الظهر.

اگر وقت دارید، بعدازظهر بیایید و از کتابخانه دیدن کنید.

💡 سافرت ایمی إلى القرية لزيارة أقاربها في العطلة.

ایمی در طول تعطیلات برای دیدار اقوامش به روستا سفر کرد.

💡 أنا هنا لزيارة أصدقائي والاحتفال معهم بنجاحهم الأخير.

من اینجا هستم تا به دوستانم سر بزنم و موفقیت اخیرشان را با آنها جشن بگیرم.

💡 تخطط العائلة لزيارة جورجيا مرة أخرى لأنهم أحبوا الطعام والمناظر هناك.

این خانواده قصد دارد دوباره به گرجستان سفر کند زیرا عاشق غذا و مناظر آنجا شده‌اند.

کلمات مرتبط