لحمات
🌐 گوشتها
«لَحَمات» جمعِ واژهای از خانواده «لحم» است و میتواند به معنای «تکههای گوشت»، «پارههای گوشتی» یا در بعضی کاربردها «گوشتوارهها / بافتهای گوشتی» باشد. معنای دقیق آن به متن بستگی دارد، اما در کل به چند جزء گوشتی اشاره میکند.
جمله سازی با لحمات
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 لاحظتُ لحمات في كتفه بعد الحادث، فطلبتُ منه مراجعة المستشفى للاطمئنان.
بعد از تصادف متوجه یک توده روی شانهاش شدم، برای اطمینان خاطر از او خواستم به بیمارستان برود.
💡 قالت الطبيبة إن لحمات الجلد تحتاج إلى فحصٍ إذا تغيّر شكلها أو لونها بشكلٍ مفاجئ.
پزشک گفت اگر شکل یا رنگ زائدههای پوستی ناگهان تغییر کند، باید معاینه شوند.
💡 ظهرت لحمات صغيرة على يديه بعد العمل في الحديقة طوال النهار تحت الشمس الحارقة.
بعد از اینکه تمام روز زیر آفتاب سوزان در باغ کار کرده بود، جوشهای کوچکی روی دستانش ظاهر شد.