لتصبح

🌐 شدن.

این فعل از ریشه «صبح» است و به معنای «صبح می‌شود» یا «تو / او صبح می‌کنی» می‌آید، بسته به جمله. در ساخت‌های دعایی یا التزامی نیز می‌تواند معنای «تا صبح شود» یا «برای اینکه تبدیل به... شود» بدهد. این واژه در عربی بسیار رایج است و هم برای زمان صبح و هم برای «شدن» در حالت خاص به کار می‌رود.

قید (adverb)

📌 شدن

جمله سازی با لتصبح

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 قرر بعض الباحثين أن تعربوا المصطلحات الأجنبية لتصبح أقرب إلى القارئ العربي.

برخی از محققان تصمیم گرفتند اصطلاحات خارجی را به عربی ترجمه کنند تا آنها را برای خواننده عرب قابل فهم‌تر کنند.

💡 احتاج المحرر إلى إعادة ترتيب الأسطر لتصبح المقالة أوضح.

ویراستار برای واضح‌تر کردن مقاله، لازم بود سطرها را از نو مرتب کند.

💡 ناقش الفريق على الذي يمكن تحسينه في الخطة الجديدة لتصبح أكثر نجاحًا.

تیم در مورد اینکه چه چیزهایی را می‌توان در طرح جدید بهبود بخشید تا آن را موفق‌تر کند، بحث کرد.

💡 يبدو أن هناك كلمات ناقصة قبلها أو بعدها لتصبح جملة مفهومة.

به نظر می‌رسد که قبل یا بعد از آن کلماتی وجود ندارد که بتوانند جمله‌ای منسجم بسازند.

💡 لا بأس أن نبدأ بالفكرة ثم نطوّرها لاحقًا لتصبح مشروعًا كاملًا.

اشکالی ندارد که با یک ایده شروع کنید و بعداً آن را به یک پروژه کامل تبدیل کنید.

💡 تعمل هذه الشركة على تطوير خدمة العملاء لتصبح أسرع وأكثر احترافية.

این شرکت در تلاش است تا خدمات مشتری را سریع‌تر و حرفه‌ای‌تر کند.

💡 تحتاج هذه الغرفة إلى مساحة أكبر لتصبح مناسبة للعمل والدراسة.

این اتاق به فضای بیشتری نیاز دارد تا برای کار و مطالعه مناسب باشد.

💡 عربوا الوثائقَ القديمةَ لتصبح مفهومةً لدى القراء الجدد.

اسناد قدیمی را به عربی ترجمه کنید تا برای خوانندگان جدید قابل فهم باشند.

💡 في العربية الفصحى نحتاج غالبًا إلى إعادة صياغة مثل هذه التراكيب لتصبح مفهومة.

در عربی کلاسیک، اغلب لازم است چنین ساختارهایی را برای قابل فهم شدن، دوباره بیان کنیم.

💡 تحتاج كلمة جذذ إلى مراجعة إملائية لتصبح أوضح في العربية الفصحى.

کلمه «جذذ» برای واضح‌تر شدن در عربی استاندارد، نیاز به اصلاح املایی دارد.

💡 تغيّرت واجهة الموقع الإلكتروني لتصبح أسهل في الاستخدام.

رابط کاربری وب‌سایت تغییر کرده تا استفاده از آن آسان‌تر شود.

💡 فتت الخبزَ في الحساء لتصبح الوجبة أكثرَ طراوةً.

من نان را داخل سوپ خرد کردم تا غذا نرم‌تر شود.

کلمات مرتبط