لبب

🌐 لباب

«لبب» در عربی می‌تواند به «گریبان، یقه، یا جلوی سینه» اشاره داشته باشد، و در برخی کاربردها نیز معنای «خِرَد، مغزِ چیز، یا هسته‌ی اصلی» را می‌دهد، زیرا با «لبّ» هم‌خانواده است. این واژه گاهی در قالب‌های قدیمی یا ادبی به معنای بخش درونی و اصلیِ چیزی به کار می‌رود. بسته به سیاق، می‌تواند هم معنای جسمانی و هم معنای استعاری داشته باشد.

اسم (noun)

📌 سینه‌بند

جمله سازی با لبب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 حاولَ الطبيبُ فحصَ لبب السنِّ لمعرفةِ سببِ الألمِ.

دندانپزشک سعی کرد پالپ دندان را معاینه کند تا علت درد را پیدا کند.

💡 كانَ العلماءُ يدرسونَ لبب الأشياءِ لفهمِ بنيتها الداخليةِ.

دانشمندان هسته اشیا را مطالعه می‌کردند تا ساختار داخلی آنها را درک کنند.

💡 ‬ذ يعمببدون يف تببا الحببصمت لبب التهويببا‬ ‫والت خيم‪

آنها بدون [وجود] زندان، سکوت هوا و چادر کار می‌کنند

💡 ‫ويف األخيببر أشببكرك لبب موالببل قببراءة تببا هببسا الاببي‬ ‫الكلمصت‪

و اگر برادر مرد جوان باشد، او هم مرد جوان خواهد بود.

💡 تظهرُ الحساسيةُ أحيانًا في لبب الشجرةِ بعدَ إصابةِ الجذعِ.

این آلرژی گاهی اوقات پس از آسیب دیدن تنه درخت، در قسمت مرکزی آن ظاهر می‌شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران