لامع

🌐 براق

«لامع» در عربی به معنای «درخشان، تابان، براق، فروزان» است. این واژه برای چیزی به کار می‌رود که نور می‌دهد یا به‌صورت چشمگیر می‌درخشد، مثل «نجم لامع» یعنی «ستاره‌ای درخشان». همچنین در معنای مجازی می‌تواند برای فرد یا چیزی بسیار برجسته و ممتاز استفاده شود.

جمله سازی با لامع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اشترت أختي حذاءً لامع اً لحفل التخرج.

خواهرم برای جشن فارغ التحصیلی کفش های براق خرید.

💡 رأيت في الواجهة حذاء كولت كوينـا مصنوعًا من جلد لامع وجيد الصنع.

توی ویترین یک کفش کلت کوینا از چرم براق و خوش‌دوخت دیدم.

💡 هذا الطلاء لاكي لامع ويمنح البابَ مظهرًا أنيقًا.

این رنگ لاکی براق، ظاهری زیبا به درب می‌دهد.

💡 بقي السطح كتن وغير لامع بعد يومين من التخزين.

سطح پس از دو روز نگهداری، کدر و بدون لعاب باقی ماند.

💡 كان القمر لامع اً في السماء الصافية طوال الليل.

تمام شب، ماه در آسمان صاف و روشن می‌درخشید.

💡 ظهر اسم اللاعب لامع اً في عناوين الصحف بعد المباراة.

نام این بازیکن پس از مسابقه در تیتر روزنامه ها به خوبی درخشید.

کلمات مرتبط