لابس
🌐 لبها
صفت (adjective)
📌 لباس پوشیده
دیکشنری عربی به فارسی
📌 پوشیدن
📌 آزمایشگاهها
جمله سازی با لابس
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 كانَ الطفلُ لابسًا قميصًا أزرقَ وحذاءً جديدًا يومَ العيدِ.
کودک در روز عید پیراهن آبی و کفشهای نو به پا داشت.
💡 و بهذا السبب أنا لابس النظارة اليوم.
برای همین امروز عینک زدهام.
💡 رأيتُ شابًا لابسًا معطفًا أسودَ يقفُ عندَ بابِ المحطةِ في الصباحِ الباكرِ.
صبح زود مرد جوانی را دیدم که کت مشکی پوشیده بود و دم در ایستگاه ایستاده بود.
💡 دخلَ الموظفُ لابسًا بدلةً رسميةً استعدادًا للاجتماعِ معَ الوفدِ الأجنبيِّ.
کارمند با کت و شلوار رسمی وارد شد تا برای جلسه با هیئت خارجی آماده شود.
💡 مرة من الأوقات لعقت لي وأنا لابس لباس المهرج
یک بار، در حالی که لباس دلقک پوشیده بودم، مرا لیس زد.
💡 كاسبيرسكي لابس لم تؤكد مشاركتها سواء، على الرغم من أن نظمها تم استغلالها لسرقة البيانات.
اگرچه سیستمهای کسپرسکی برای سرقت دادهها مورد سوءاستفاده قرار گرفتهاند، اما کسپرسکی لبز نیز دخالت خود را تأیید نکرده است.