اخضب
🌐 رنگرزی
این واژه از ریشهی مربوط به رنگ سبز و سرسبزی است و در بعضی کاربردهای لغوی میتواند به چیزی اشاره کند که رنگ سبز دارد یا سرسبز و تازه است. گاهی در توصیف گیاه، زمین یا چیزی که رنگ و حالتِ سبز متمایل به طراوت دارد بهکار میرود.
جمله سازی با اخضب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 قالت الجدة إنها تحب أن اخضب شعرها بين حين وآخر لإخفاء الشيب بطريقة طبيعية.
مادربزرگ گفت که دوست دارد هر از گاهی موهایش را رنگ کند تا موهای خاکستری را به روشی طبیعی پنهان کند.
💡 استخدمتُ الحناء لكي اخضب بعض الخيوط قبل صنع السجادة التقليدية في القرية.
قبل از بافتن قالیچه سنتی روستا، از حنا برای رنگ کردن بعضی از نخها استفاده کردم.
💡 في المهرجان الشعبي، أرادت النساء أن اخضب الأيدي بنقوش جميلة تعبّر عن الفرح.
در جشنواره مردمی، زنان میخواستند دستهای خود را با طرحهای زیبایی که بیانگر شادی بود، رنگ کنند.