کرف
🌐 منحنی
«كرف» در عربی میتواند به جمع کردن، گرد آوردن، یا مشتکردن دست اشاره داشته باشد؛ همچنین در برخی منابع قدیمی، به معنای خشکشدگی، گرفتگی، یا جمعشدگی هم آمده است. با این حال، بسته به متن، ممکن است معنای دیگری هم داشته باشد.
جمله سازی با کرف
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 جلسَ الطبيبُ على كرف المكتبِ يراجعُ نتائجَ الفحوصاتِ بعناية.
دکتر روی قفسه میز نشسته بود و با دقت نتایج آزمایشها را بررسی میکرد.
💡 كانَ كرف الحقيبةِ ممزقًا قليلًا، لكنّهُ ظلَّ صالحًا للاستعمالِ.
قفسه کیف کمی پاره شده بود، اما هنوز قابل استفاده بود.
💡 وجدَ الرجلُ كرف ًا صغيرًا في السوقِ واشترى منهُ بعضَ الأدواتِ المنزلية.
مرد قفسه کوچکی در بازار پیدا کرد و مقداری از وسایل خانه را از آن خرید.